27
Oct

نکته قصار

   Posted by: سارا رها   in افکار پراکنده

بیشترین خدمت در اشاعه مذهب بطور عام و اسلام بطور خاص را کشورهایی می‌کنند که حکومت غیرمذهبی دارند. تنها در این کشورهاست که وقتی مردم خیالشان از آزادی بیان راحت است و آزادانه می‌توانند هر عقیده‌ای را در هر سطحی و در پیش هر مقامی ابراز کنند و از رفاه اجتماعی نسبی هم برخوردارند، آنگاه برای تسکین روح و روان خود به مذهب روی می‌آورند. اینگونه است که آقایی با نام مستعار “سیگار” در بالاترین از شنیدن صوت قرآن تسکین و آرامش می‌یابد و در مقابل افراد دیگری که در کشوری با حکومت اسلامی هستند از شنیدن صدای قرآن یاد نوحه، مجلس ختم، عزاداری، چماق و ریاکاری می‌افتند تا حدی که یکی نوشته است که او حتی کهیر می‌زند! آقای سیگار صادقانه و در خلسه‌ای روحی  نوشته است که لذت می‌برد و آرامش حاصله‌اش را با هیچ چیزی عوض نمی‌کند و از حرف‌ها و نیش‌های آنها که داخل ایران‌اند غمگین می‌شود و نمی‌فهمد که چرا آن جماعت آنگونه نیشخند و پوزخند می‌زنند و همچنان صادقانه مردم را به سوی به آرامش رسیدن با قرآن دعوت می‌کند. به این هم توجه ندارد که اساسا این احساسات ناشی از ارتباطاتی است که از گذشته و حال هر شخص در مغز او ثبت شده است. پس بسته به اینکه صدای قرآن با چه اتفاقات دیگری مرتبط در مغز ثبت شده باشد، یکی به آرامش می‌رسد و یکی دیگر کهیر می‌زند. به همین سادگی. چیزی از دنیای ماواء مغز در ایجاد این احساس دخیل نیست. از آن طرف هم امثال آنها که با صدای قرآن کهیر می‌زنند اصلا نمی‌توانند بفهمند که یکی مثل آقای سیگار هم در احساسش می‌تواند صادق باشد که آنرا در جامعه‌ای کسب کرده است که مسائل اولیه و بنیانی زندگی‌اش حل شده و انسان‌ها در آن جامعه از کرامت در خور یک انسان برخوردارند و در نتیجه صدای قرآن برای او مرتبط با نیکی، آرامش و خوشرویی است. پس هر وقت که به آن گوش می‌دهد قسمت‌هایی از مغزش فعال می‌شوند که به او آرامش و قدرت می‌دهند.

This entry was posted on Tuesday, October 27th, 2009 at 9:29 pm and is filed under افکار پراکنده. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. Both comments and pings are currently closed.

Comments are closed at this time.