9
Apr

عشق تضمین شده؟

   Posted by: سارا رها   in افکار پراکنده

این درست است که در یک رابطه عاشقانه‌ی پایدار زن و مرد جدای از کشش جسمی باید بهترین دوست یکدیگر باشند؛ ولی آشکارا رابطه عاشقانه نیاز به یک چیزهایی ورای یک رابطه بسیار دوستانه هم دارد و در واقع در فضایی با ابعاد بالاتر از یک رابطه دوستانه تعریف و تبیین می‌شود. اول این را بگویم که به لحاظ فیزیکی و ریاضی هم وقتی که بعد یک رابطه بالا می‌رود پایداری آن رابطه (معادله) هم شکننده‌تر می‌شود. یکی از قواعدی که برای رابطه دوستانه صادق و لازم است ولی اتکاء به آن در یک رابطه عاشقانه باعث از دست دادن آن فضای رمانتیک در بعد بالاتر می‌شود، تصور تضمین شدگی رابطه است. به محض آنکه فرد تصور کند که همسرش را با خواندن یک عقد برای همیشه در اختیار دارد و عشق را برای همیشه تضمین شده بداند، آنوقت است که آن رابطه به تدریج عادی شده و جزو ملزومات روزمره مثل غذا خوردن و خوابیدن و غیره در می‌آید و همین است که دیگر آن معجزه جادویی عشق از بین می‌رود و آن شعله‌ی نیاز و سوختن‌ها هم رو به خاموشی می‌گذارد. اینست که من همیشه گفته‌ام وفاداری در احساس یک امتیاز است، نه یک حق. برای نگاه‌داشتن آن امتیاز هرگز نباید عشق طرف مقابل را تضمین شده برای همیشه تصور کرد. تنها در صورت عدم شناختن حقی برای خود برای ضمانت داشتن است که می‌توان یک رابطه دو نفره را پر حرارت و داغ و سرشار از انرژی نگاه داشت.

اینرا هم بگویم که مثل هر چیز دیگری در این دنیا این نوع نگرش هم در نقطه اعتدالش است که صادق است والا افراط که بشود نقض غرض است و اسمش می‌شود: حسادت بیمارگونه، وسواس، عدم اعتماد بنفس در رابطه، و غیره

This entry was posted on Thursday, April 9th, 2009 at 5:52 pm and is filed under افکار پراکنده. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

4 comments so far

pooyaa
 1 

صحبتهای شما را اینطور ترجمه می کنم:
احترام گذاشتن دو طرف به همدیگر رمز دوام ارتباط است. این احترام بالاتر از عشق (ظاهری) است. چون کشش جسمی ممکن است کم یا زیاد شود، و احترام ریشه همه خوبی هاست در تمام ارتباطهای انسانی و در زوج ها هم باعث زیاد شدن عشق می شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حرف شما متین است ولی برای خودش حرفی دیگر است و اصلا معادل آنچه که من منظورم بوده است، نیست!

Reply

April 9th, 2009 at 8:18 pm
pooyaa
 2 

مرسی
به نظر من تمام مفاهیم عالی یکی هستند. ولی به صورتهای متفاوت تجلی می کنند. مثلا شادی در قلب یک موسیقی دان باعث ایجاد قطعه موسیقی زیبائی می شود. در قلب یک نقاش باعث ایجاد یک اثر نقاشی کامل می شود. آیا می توانیم بگوئیم بگویم شادی، زیبائی و کمال یکی هستند؟ به نظر من بله
وقتی که من کسی رو دوست دارم، احترام کامل به اون می گذارم و می ترسم که خاطرش آزرده شود. پس اینجا: دوست داشتن، احترام و ترس (این نوعش) یکی هستند.
___________________________________________

پویای عزیز، بازم این حرف شما حرفی مستقل است. من فقط یک نکته رو قصد داشتم برسونم که عدم رعایت اون نکته با احترام نگذاشتن یکی نیست در نتیجه برعکس‌شون هم یکی نمیشن هرچقدر هم که ربط داشته باشن. و اون نکته اینکه: بذار این دفعه انگلیس بگم:
One should not take any love relationship for granted. The moment that you take it for granted, then the couples start to find excitement (mental excitement) outside their relationship and hence the magic starts to disappear and the flames will gradually will fade. To keep a romantic relationship alive and hot, one should always keep a degree of anticipation and excitement. Anticipation and excitement though do not last when one takes anything for granted.

Reply

April 9th, 2009 at 10:37 pm
 3 

بسیار عالی بود ولی مگه نه اینکه تو دنیای امروز هیچ تضمینی برای هیچ چیز وجود نداره؟؟؟ حتی نفس کشیدن یک لحظه دیگه هم تضمین بردار نیست چه برسه به عشق ها و حتی دوستی هامون
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
درسته ولی جالبه که مردم عموما انتظارشون از زنده موندن عشق و به عبارتی تضمین زنده موندنش بیشتر از خیلی چیزهای دیگره و درست از همین نقطه است که اونو سریع از دست میدن. چون تضمین شده احساسش می کنند و دیگه برای نگاهداشتنیش تلاش نمی کنن.

Reply

April 10th, 2009 at 5:37 am
pooyaa
 4 

دفیقا متوجه می شم سارای عزیز؛ ولی منظور من احساس و حالت اولیه است که باعث رسیدن به این حالت Not take things for granted می شود. شاید هم این حالت بر اساس تجربه و حالت روانی و تربیتی هر شخصی متفاوت باشد و این مسئله برای من اینطور باشد
مثلا:
وفتی یک ماشین نو می خیریم. اگه بهش توجه نکنیم و انتظار داشته باشیم که همیشه خوب کار کنه مسلما بعد از مدتی از کار می افته.
زمان نوجوانی یک پسر همسایه ای داشتم که ماشینی داشت که هر روز اون رو با دقت می شست. یک روز بهش گفتم چرا اینقدر وسواسی در این کار. جوابش این بود: که وفتی ماشین تمیز باشه در موقع رانندگی دقت می کنی که ماشین در چاله چوله ها نیافتد تا کثیف شود و همین مسئله باعث سالم ماندن ماشین می شود.
در زندگی زوجها هم همینطور است. باید خیلی مراقبت و رسیدگی کرد.مثلا باید زمانهای مناسب و زیادی را صرف تحکیم کرد. مثلا صرف زمان با خانواده و پیدا کردن راههایی برای ابراز محبت و عشق که می تواند با خرید هدیه و رفتن به مسافرت و… کلا خوشگذراندن با خانواده انجام شود.
مشکل عمومی زوج ها همانطور که گفتید این است که بعد از مدتی فرصت نمی کنند که با هم ارتباط داشته باشند و خوشی را در کنار هم تمرین کنند. شاید دلیلش شرایط اقتصادی و اجتماعی هم باشد. مسئله تمرین و ابراز محبت خیلی مهم است زیرا ما انسانها موجوداتی هستیم که زود فراموش می کنیم و گیج می شویم (مثال قهوه گرم و سرد که باعث عوض شدن قضاوت می شود)

Reply

April 10th, 2009 at 6:49 am

One Trackback/Ping

  1. links for 2009-04-10 | نیم خط وحید » انعکاس لینکهای جالب و خواندنی روز    Apr 10 2009 / 2pm:

    [...] عشق تضمین شده؟ به لحاظ فیزیکی و ریاضی وقتی که بعد یک رابطه بالا می‌رود پایداری آن رابطه (معادله) هم شکننده‌تر می‌شود. یکی از قواعدی که برای رابطه دوستانه صادق و لازم است ولی اتکاء به آن در یک رابطه عاشقانه باعث از دست دادن آن فضای رمانتیک در بعد بالاتر می‌شود، تصور تضمین شدگی رابطه است. … وفاداری در احساس یک امتیاز است، نه یک حق. برای نگاه‌داشتن آن امتیاز هرگز نباید عشق طرف مقابل را تضمین شده برای همیشه تصور کرد. تنها در صورت عدم شناختن حقی برای خود برای ضمانت داشتن است که می‌توان یک رابطه دو نفره را پر حرارت و داغ و سرشار از انرژی نگاه داشت. [...]

Leave a reply

Name (*)
Mail (will not be published) (*)
URI
Comment