Archive for November, 2009
وقت: این گوهر کمیاب
قبل از طلوع آفتاب در دفتر کارم هستم تا پاسی از شب رفته ولی باز هم زمان از من تندتر می گذرد! گویی که مسابقه داریم. به واسطه اتفاقات بعد از انتخابات خرداد ماه خیلی سوگوار و آشفته شده بودم و در نتیجه ادامه پست های علمی این وبلاگ هم دچار وقفه شده بود که مثل اول انقلاب احساس میکردم که چه وقت پرداختن به علم است. ولی باز به یاد آوردم که تنها نجات بخش آدمی از جنگ و حماقت و همینطور گسترش اخلاق, اشاعه بیشتر علم و تحقیق است و بس که علم آدمی را فروتن می کند. به عقیده من هر آدم متکبری بیسواد است ولو اینکه خیلی هم مدرک تحصیلی داشته باشد! پدر بزرگم همیشه می گفت که درس خواندن های من بیشتر از نماز شب های او اجر دارد. یادش گرامی باد که ملای خیلی نادر و نازنینی بود. به زودی می خواهم پس از پرداختن کمی دیگر به نوروپلاستیسیتی, یکسری پست راجع به “آگاهی” و علم به دنبال گشایشی از مفهوم “روح” بنویسم. خودش یک کار تحقیقی است که برایم علاوه بر یادگیری جنبه تفنن دارد.