Archive for June, 2009
انتخابات جیغ!
وقتی دوست عزیزی یک شال سبزِ جیغ بهم هدیه داد با خودم فکر کرده بودم که کی و کجا من همچه رنگ جیغی را استفاده خواهم کرد. مصرفش به سرعت پیدا شد! همین چند ساعت دیگر پای صندوق رای در اتاوا! که این انتخابات هم انتخابات جیغی است به همان معنایی که تمثیل کلمه جیغ برای رنگ ایفا می کند: انتخاباتی جسورانه و پر سر و صدا. انتخاباتی تاریخی که در طول 30 سال گذشته بیسابقه بوده.
پروازم ساعت 5.5 صبح به وقت ما است ولی خواب از سرم مثل پرندهای پریده است. ساعتی پیش در یک چرت کوتاه خواب دیدم که سوار ترنی بسیار کهنه و قدیمی شدهام که فوق العاده پر سر و صدا حرکت میکند. در ورودی واگنها خیلی باریک است و ترن برای سوار شدن کسی صبر نمیکند، برای سوار شدن باید تویش پرید و یا آویزان شد و به هزار مصیبت خود را به واگن رسانید. واگن من پر از بچههای کوچک بود و من نگران امنیت آن بچهها بودم و اینکه چطور میخواهند از ترن خارج شوند و یا مبادا در اثر حرکات شدید ترن از پنجرههای نیمه باز ترن به بیرون پرت شوند. با زنگ تلفن از خواب پریدم. واضح است که آن ترن و بچهها سمبل چی هستند و مغز من چگونه همچه ماجرایی را ترسیم کرده است؛ نه؟!