Archive for May, 2009
این سفر متوجه شدم که مادرم به یکباره به موسیقی علاقه و توجه خاصی نشان می دهد. بعضی آهنگ ها گویی که او را با خود به دنیایی دیگر می برد و گویی که خود را رهبر ارکستر و یا نوازنده می بیند. از اینرو به سرم زد که ببرمش کلاس موسیقی. تا حال دو جلسه برده امش کلاس سنتور! و با کمال شگفتی دیدم او که حتی یک دقیقه تحمل ایستادن و خرید کردن را ندارد و یا هر مهمانی را بیش از 5 دقیقه نمی تواند تحمل کند, 45 دقیقه تمام در کلاس موسیقی تمام تلاشش را می کرد که یاد بگیرد! البته به معلمش راجع به الزایمر توضیح داده بودم و معلم و آموزشگاه هم کمال همکاری را کردند. به نظرم اصلا این قضیه برایشان جالب هم هست. نمیدانم که آیا واقعا نتی را یاد خواهد گرفت یا نه ولی همینقدر که 45 دقیقه کلاس را با لذت می نشیند و تلاش می کند و سرحال از آنجا بیرون می آید خودش خیلی مثبت است. فعلا دارم با او توالی اعداد زوج و فرد را تمرین می کنم (به جای یاد گیری نت دو-ر-می- …) تا ببینم چه می شود. ریاضیات او الان در حد یک کودک 4 ساله ای که کمی باهاش کار شده باشد, است.