Archive for November, 2008

28
Nov

قمار

   Posted by: سارا رها    in افکار پراکنده

دل باختن و بردن یک قمار است. و آن برای کسی که همه سرمایه زندگی اش یک “دل” است که آنرا هم بارها قمار کرده, قماری بس عظیم و هوس آلود است…

خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش //  بنماند هیچش الا هوس قماری دیگر

too-far-too-close02

 
icon for podpress  Online Video: Play Now | Play in Popup | Download (133)

Tags:

25
Nov

حدیث بی‌زبان

   Posted by: سارا رها    in افکار پراکنده

من با تو حدیث بی‌زبان گویم // وز جمله حاضران نهان گویم

جز گوش تو نشنود حدیث من // هرچند میان مردمان گویم

در خواب سخن نه بی‌زبان گویند // در بیداری من آنچنان گویم

جز در بن چاه می‌ننالم من // اسرار غم تو بی مکان گویم

20
Nov

هجران - 4

   Posted by: سارا رها    in افکار پراکنده

در هجر تو

چنگی شدم رها در بیشه

که توفانِ یادت می‌نوازدش

9
Nov

دایره واحد

   Posted by: سارا رها    in افکار پراکنده

می‌گویند که ببرها و پلنگ‌ها وقتی که زخمی می‌شوند به یک گوشه تنها پناه می‌برند و زخم خویش را در تنهایی می‌لیسند. وقت مرگشان هم که فرا رسد باز به خلوت پناه می‌برند.

مصرف قهوه‌ام زیاد شده است به دو برابر؛ تا که کندی این روزها را جبران کند؛ تا که روزها را تندتر خط بزنم؛ تا که روزی دیگر بیاید و همه این روزهای به طعم قهوه را با خود ببرد! Read the rest of this entry »

5
Nov

آغازی جدید

   Posted by: سارا رها    in افکار پراکنده

دیروز روزی تاریخی بود. از آن نقاط که مشتق‌اش بی‌نهایت می‌شود و انرژی‌اش در یک بازه بسیار طولانی پخش می‌شود! اوبامایی که تا یک سال پیش هیچکس جدی‌اش نمی‌گرفت، اوبامایی که اسمش حسین هم هست و یک ریشه در اسلام هم دارد و سیاه هم هست و در همان امریکای بعد از 11 سپتامبر برنده شد و چه تاریخی هم برنده شد؛ وزیر کشور دولت احمدی نِژاد از طرف مجلسی که 90٪ طرفدارش بودند استیضاح شد آنهم به خاطر دروغ گویی برای یک ورق پاره (!) (که چه شیرین است دیدن اینکه برای اولین بار شاید بعد از انقلاب یک فرد دولتی برای دروغ گویی به مردم بازخواست شود) و خود احمدی نژاد هم ممکن است که حتی به 4 سال پایان دوره اش نرسد، و در شیلی هم یک رئیس جمهور زن از جناح چپ بعد از7 سال حکومت نظامی برگزیده شد که در ضمن اولین رئیس جمهور زن شیلی است. بی‌شک دوران جدید و هیجان انگیزی در شرف آغاز است….

1
Nov

خیال

   Posted by: سارا رها    in افکار پراکنده

در هوس روی او همچو خیال گشته‌ام  //  وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم

اوست نشسته بر نظر، من به کجا نظر کنم // اوست گرفته شهر دل، من به کجا سفر برم

این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من // گفت بخور، نمی‌خوری پیش کس دگر برم

نمیدانم اگر روزی آن خیال هم نباشد آیا هرگز چیزی ولو علمی هم خواهم نوشت؟!