مولوی
هر کسی از ظنّ خود شد یار من … از درون من نجست اسرار من
سرّ من از نالهء من دور نیست … لیک کس را دید جان دستور نیست
دوستان, مایلم نظرتان را در باره این متنی که بالای وبلاگم راجع به کپی کاری نوشته ام بدانم چون دو تا ایمیل دریافت کرده ام که شک (و تعجب) کرده ام که اگر منظورم درست منتقل می شود. بگویید آیا به نظر شمایی که خواننده دائمی این وبلاگ هستید این متن به شما بر می خورد و آنرا پرخاشگرانه می یابید؟ و یا می دانید (یا می توانید حدس بزنید) که چرا آنرا نوشته ام؟ و یا آیا اصلا اهمیتی برای شمای خواننده دائمی دارد که حالا این متن باشد یا نباشد (که به هرحال شمای خواننده دائمی مورد خطاب آن نوشته نیستید). برای نظر دادن روی عنوان “نظر خواهی” کلیک کنید تا صفحه باز شود و بتوانید نظرتان را بنویسید. پیشاپیش ممنون و سپاسگزارم.
هر کسی از ظنّ خود شد یار من … از درون من نجست اسرار من
سرّ من از نالهء من دور نیست … لیک کس را دید جان دستور نیست
هر چند که آدمهایی مثل آنها که در این پست آخری (شور زندگی) اشاره کرده ام، در من شور و شوق اینرا ایجاد میکنند که هر آنچه را که یاد میگیرم فوراً به همه بگویم، میخواهم که مدتی، نمیدانم چه مدت، از وبلاگ نویسی، خصوصا نوشتن پستهای علمی که نوشتنشان به شیوهای که خود را به آن مقید میدانم درمقایسه با پستهای غیر علمی برایم وقتگیراست، فاصله بگیرم. علتش شاید به دلیل همان گیک بودنم (به قول بعضیها) باشد! به این معنا که همیشه باید وجدانم راحت باشه که برای اهدافم مسیر آپتیمومی را پیش گرفته ام. بنابراین هر از چند گاهی که به دلیلی احساس میکنم که بازدهی آنطور که انتظار داشتهام ندارد، باید سرعتم رو کم کنم و دیگه تخت گاز نرم (که موتورم به روغن سوزی بیفته) و دوباره مسیر رو بازنگری کنم و آپتیمایزیشن دیگری در صورت لزوم انجام دهم. از اینکه بعضی وقتها بد و یا کاملا اشتباه فهمیده میشوم آزار میبینم و اونوقت از خودم میپرسم که چرا (شاید هم همه اش تقصیر این گیک بودن باشد!) . به هرحال باید جواب قانع کننده ای برای خودم برای ادامه نوشتن به این شیوه فعلی و یا هر شیوه دیگری پیدا کنم. پس فعلا تا بعد که “مهلتی باید تا که این خون شیر شود” …
دل تنگی های آدمی را باد ترانه می خواند… بعضی نوشته ها مثل همانکه در خواندنی ها هم گذاشته ام بر همه تار و پود آدم چنگ می اندازد و همه آن خاطرات در زیر خاک دفن کرده را باز از نو در هوا می پراکند و همراه باد بر تو حتی در پس سنگر علم هم می وزند آنچنان که تنگی نفس می گیری…
دوستداران فراگیری مغز! فعلا این مقاله بسیار جالب را بخوانید تا وقت کنم و ترجمه اش کنم و خلاصه ای برایش بنویسم. این مقاله که همین دیروز چاب شده نقشه عملکرد بنیادین سربرال کورتکس مغز را مثل یک هاب فرودگاه نشان می دهد!