Archive for June, 2008

24
Jun

باز هم اندر حکایات خواب!

   Posted by: سارا رها    in خزعبلات

ایهاالناس همینجا اعلام می کنم که بنده دیگر خواب تعبیر نمی کنم! بساط رمالی  مان را هم شهرداری آمد جمع کرد برد!! به قول افغانیها غلط کردیم! ولی حالا جدی منظور من از نوشتن آن پست تعبیر خواب این بود که خوابهای ما ریشه در افکار ما دارد. آنها پیغامی از لایه های پنهان تر ذهن و یا روح ما هستند. اگر می خواهید تعبیر خوابتان را بدانید در درون خود کند و کاو کنید. چیزی از دنیای غیب برای شما در خواب نمی آید بلکه این بصیرت و نگرش شماست به اضافه همه آن اطلاعاتی  که در DNA های شما ذخیره شده و شما ممکن است هرگز هم به وجودشان اشراف نداشته باشید, که در خواب با سمبلهایی به شکل خواب بر شما جلوه گر میشود. من می توانم یک خواب را روانکاوی کنم ولی بیش از همه این خود شما هستید که می توانید بفهمید که چرا چه خوابی را می بینید. رمالی و پیشگویی و جادوگری هم چرت و پرت است.

22
Jun

تعبیر خواب

   Posted by: سارا رها    in خزعبلات

میگما ملت دارن حسابی ما رو تحویل می گیرن و هی خوابهاشونو برام ایمیل می زنن که براشون تعبیر کنم ولی دریغ از یک حق چایی حداقل! شانس نداریم که! همه شون بدتر از خودم آس و پاس اند و دانشجو با جیب خالی. از همه با نمک تر یکی خواب این جناب مددی  معروف که یکمی تستاسترونش در محیط کار هم زیادی بالاست (میدونید که یعنی چی؟ بابا همون کلمه ح… عامیانه که من دارم علمی شو میگم دیگه!) رو دیده بود و تعبیر می خواست!! آنقدر این روزا خواب تعبیر کرده ام که دیگه خودم دارم قاط میزنم که اینا رو دارم توی خواب می نویسم یا بیداری!

18
Jun

مشتق و انتگرال و سن!

   Posted by: سارا رها    in افکار پراکنده

بنظر من اثر بالا رفتن سن روی مغز مثل یک تبدیل مشتق گیر به انتگرال گیر است. نوزادان را نگاه کنید! یک مشتق گیر ایده آلند! فقط به تغییرات عکس العمل نشان می دهند. برای همین ملت که یک نوزاد می بینند هزار جور ادا در میارند که توجه اش را جلب کنند! ولی هر چه که بچه بزرگ تر میشود مغزش به سمت انتگرال گیری شیفت پیدا می کند. آدمهای پیر را نگاه کنید که چه آرام و با طمانینه راه می روند و هر موضوع تازه ای را که می شنوند به تانی به آن عکس العمل نشان می دهند! خب دیگه مغزشان دارد در طول یک بازه زمانی طولانی ای آن موضوع را انتگرال می گیرد تا عکس العمل نشان دهد و طبیعیه که پاسخ یک آدم پیر یک جواب ملایم و کم تغییر باشد. قبول ندارید؟!

16
Jun

انتگرال و مشتق من!

   Posted by: سارا رها    in Uncategorized

محض اطلاع: نوشته های این کنار مشتقات افکار پراکنده و لحظه ای من اند. نوشته های پست ها در واقع انتگرال من اند. منظورم اینه که نوشته های این کنار مشتق لحظه ای اند و در نتیجه متغیرند. نوشته های پست ها هستند که در واقع طرز فکر و خط مشی مرا ترسیم می کنند. حالا چرا اصلا این مشتقات را هم در معرض عموم قرار میدهم؟ “ای که میان جان من تلقین شعرم می کنی // گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم!”

16
Jun

انتخاب

   Posted by: سارا رها    in Uncategorized

دنیا را نه, جامعه را هم نه, ولی محیط اطرافم را این منم که میسازمش. احساس خوشبختی یا بدبختی را ما انتخاب می کنیم که داشته باشیم. در باره اش بیشتر توضیح خواهم داد؛ بزودی!

13
Jun

گم

   Posted by: سارا رها    in افکار پراکنده

باید که آن دگری را گم کنم. شاید آرام بر جای بگذارمش بر شاخه های بی قرار درختی مواج در باد… شاید وقتی به دنبال پرستوی سرگردان گم کرده رهی در خیال می پرد, در نقطه ای در هوا بر جای بگذارمش… شاید روی برگهای شبنم زده در انتظار آفتاب بر جای بگذارمش… شاید به هنگام غروب وقتی که به آسمان خیره است آهسته او را از خود برکنم و در آسمانی لخته لخته از خون سرخ بر جای نهم … و یا شاید درون گریه کودکی یتیم در میانه ازدحام آتش و خون و خمپاره او را چنان گم کنم که دیگر هیچ نیابمش…

10
Jun

کپی-کاری

   Posted by: سارا رها    in افکار پراکنده

من خوشحال می شوم وقتی که می بینم مطالبی که در این وبلاگ می نویسم در وبلاگهای دیگه کپی شده ولی کاش کمی بعضی از افراد ملت ما که اینکار را می کنند اخلاق را بهتر رعایت کنند و شرط ادب را بجا آرند. شرط ادب اینست که وقتی مطلبی را از جایی کپی می کنیم به منبع آن هم لینک دهیم و بگوییم که از کجاست. رعایت این شرط ادب نه فقط از اصول انسانی است بلکه باعث اعتبار بیشتر وبلاگی که کپی می کند هم می شود. این نکته خیلی ساده است؛ نیست؟! نمی فهمم پس چرا اینهمه کپی کاری بی ذکر منبع میشود؟

9
Jun

هشدار!

   Posted by: سارا رها    in Uncategorized

دوست دارم الان انگلیسی بنویسم؛ عیبی داره؟!
the candle offers you a dance
laden in magic, bait and lure
all the senses will go
you’re tempted and prodded
the flame catches you by chance
burning all the candles within

3
Jun

هبوط

   Posted by: سارا رها    in افکار پراکنده

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

آدم آورد در این دیر خراب آبادم!